تبليغاتX
خط خطی های گاه و بی گاه من - 35

 

شکستن بغض های کال ِ دلم را

که به خیال آنکه

من و تو را می شود ما خواند

مجال رسیدن نیافته اند

گمان نمی بری

وقتی

آشکارا به خنده در گوش های دلم می گویی :

" تنهای تنهایم ، آزاد از امروز و فردایم "

 

و من

مبادای ابری شدن نگاهت را

در پس ِ زبان گشودن دل به سخن

گمان می برم

و پنهان در دل می گویم :

من به فدای تنهایی تو

که آزادی ات را به شادی

بر سر ِ بغض های این دل ِِ من میزنی مدام

دلِ تو که با من و بی من می پرد

دلِ من است که جَلد ِ نگاه ِ تو شده

و بی هوای تو

بال پریدنش نیست.

 

و بعد

برای برقراری رد ِ خنده هایت در خلوت چشم هایم

آشکار می گویم:

تو از همان ابتدای قرار ِ بودن و ماندن

آزاد بوده ای عزیز ِ این دل بی قرار

حتی اگر قرار بر فراموشی ِ هرچه قرار باشد !!!

 

 

تو فقط بخند

تو فقط بخند

تو

فقط

بخند
!!!

 

 

 

 

پ.ن 1 : تا با غم عشق تو مرا کار افتاد ، بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

            بسیار فتاده بود اندر غم عشق ، اما نه چنین زار که این بار افتاد

پ.ن 2 : نذار باور کنم تنهای تنهام ، نمی خوام با کسی غیر از تو باشم

پ.ن 3 :به شوق شادی تو،بال پریدن هم نباشد خیالی نیست،هوایت را از من بگیر،خنده ات را نه.

 

+ خط خطی شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 توسط لیلا |