تبليغاتX
خط خطی های گاه و بی گاه من - 28

 

چه کسی می داند

که عزای بودن و نداشتن را

سیاه باید پوشید یا سپید ؟

 

چه کسی می داند

که او بودن مرا نمی خواهد

یا نمی گذارند که بخواهد ؟

 

چه کسی می داند

من چرا

حالم از هرچه دوست داشتن است به هم می خورد ؟

 

چه کسی می داند

من با این درد که نمی کُشد

اما دیوانه ام می کند چه کار کنم ؟

 

 

چه کسی می داند ....؟!!!

 

.

.

.

 

من که هیچ نمی دانم

هیچ

هیچ

هیچ

 

.

.

.

 

هیچ

 

 

 

 

پ.ن 1 : زمستان که نرفت از دلم هیچ ، به وقت تولدم هم خواب بودم.

پ.ن ۲ : نمیدانم و این ندانستن عمر نفس های مرا کوتاه می کند.

پ.ن ۳ : دلم زخمی دنیا بود ، خیال کردم دوا داری

پ.ن ۴ : به نقد ننشینید رفقا ، حالم آنقدربد است که هذیان می گویم انگاری.

 

+ خط خطی شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 توسط لیلا |