تبليغاتX
خط خطی های گاه و بی گاه من - 15
فاصله میان ما
از اینجا که منم
تا آنجایی که تو ایستاده یا نشسته ای ( نمیدانم ! )
چند قدمی بیشتر نبود
که آن را هم تو عقب تر قدم زدی

حالا

هرچقدر هم که بدَوَم حجم نبودنت را ،
کم نمی شوند فاصله هایی که من نزدیک تر می آیم
و تو  بودنت را دورتر می روی

 
قصه ی ما ،
قصه ی همان دو خط موازی نیست که در هیچ ابدیتی تلاقی نمیکنند؟؟؟

.

.

.

سر به زیر نشو وقتی از جواب می مانی عزیز دل

قصه ما همان قصه است...

 


پ.ن ۱ : یه وقتایی ته قصه یه آدم زیر و رو میشه ، نگاه کن آخر بازی چه دستایی که رو میشه.
پ.ن ۲ : دل از من برد و روی از من نهان کرد.
پ.ن ۳ : نه وصل ممکن نیست ، همیشه فاصله ای هست ، دچار باید بود ...

 

+ خط خطی شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط لیلا |