تبليغاتX
خط خطی های گاه و بی گاه من

 

دلم زلال ِ چشم های تو را می خواهد

همین جا ،

رو به روی همه ی بغض های سر به فلک کشیده ی آواره ی  ِ من

 

 

 

دلم مَرهَم لب های تو را می خواهد

همین جا ،

نشسته بر جای جای  ِ زخم های عمیق شده ی دل ِ من

 

 

 

دلم استقامت شانه های تو را می خواهد

همین جا ،

کناراین همه ویرانی اشک های بی پناه بی طاقت ِ من

 

 

 

دلم مهربانی دست های تو را می خواهد

همین جا ،

به روی تمام حجم خالی لحظه های بی نوازش  ِ من

 

 

 

دلم گرمای آغوش  تو را می خواهد

همین جا ،

پیرامون دقایق این روزهای رو به انجماد خوش باور  ِمن

 

 

 

دلم تو را می خواهد ،

دلیل تمام عاشقانه های تب دار دل من

میفهمی ؟

دلِ بی قرار ِ دیوانه ی من تو را می خواهد ....

 

 

 

 

 

پ.ن ۱: خستگی ها تمام نمی شوند انگار ، تمام این روزها که گذشت هیچ چیز سر جای خودش نبود ،هیچ چیز جز تو که عجیب جا گرفته ای در دلم..  

 

پ.ن ۲ : توی آغوش تو آرامش محضه ، من رو با خودت ببر حتی یک لحظه ، بغلم کن ، من رو بردار ، ببرم دور ، ببرم از این زمین سرد و ناجور ...

 


+ خط خطی شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 توسط لیلا |