تبليغاتX
خط خطی های گاه و بی گاه من

 

یک سال گذشت

 

یک سال ،

اینجا از تو نوشتم و بی تو خواندم

 

 

حالا

یک سال می شود که خط خطی کرده ام ،

بی آنکه بدانی و بخوانی ام ،

 

 

برای روزهای مبادایی که در راهند

برای مبادای ابری شدن نگاهت به وقت ِ رو شدن ِ دست ِ دلم

برای تمام آنهمه که گاه در دل می ماند و شعر می شود ...

 

 

بهانه ی آغاز  ِ تمام  ِ این خط خطی های گاه و بیگاه  ِ دلم

تو بودی

 

و حالا

روز میلاد توست و آغاز  ِ اینجا نوشتنم ...

 

 

ساده می گویم : جاودانه باشد روز میلاد تو برای این دل ِ بی قرار ِ من .

 

 

 

پ.ن :خورشید ِ خنده هامو، دادم به رنگ چشمات ،خودم تو شب شکستم، تا نور بگیره دنیات

                  روز تولد توست ، ثانیه ها رو تک تک ، به عشق تو شمردم ، تولدت مبارک

 

 

 

 

+ خط خطی شده در دوشنبه سی ام دی 1387 توسط لیلا |

 

من

میان همهمه های تمام  ِ بادهای جهان

میان سیاهی ِ این روزهای خاکستری ام

میان تمام  ِ نمیدانم های تو و میدانم های دلم

 

دارم غرق می شوم ...

گم می شوم ...

فنا ...

 

 

حالا تو هِی بنشین آن گوشه ی دنیا

و دست هایت را باز کن که یعنی بیا

 

باورت شود

من این گوشه ی دنیا

میان تمام دلخوشی های ِ کودکانه ی ِ از دست رفته ام

دارم تمام می شوم

تمام ...

 

 

و تو هنوز

نمی بینی ام ...

نمی خوانی ام ...

نمی شناسی ام ...

 

 

 

 

 

پ.ن 1 : زود بود برای آمدنت زمستان .... زوووووووووووووووود بود ....

پ.ن 2 : یه راهی نشونم بده ، که راهی بشم تا خودت… 

 

 

 

 

+ خط خطی شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387 توسط لیلا |