تبليغاتX
خط خطی های گاه و بی گاه من

 

امسال

 

یلدا یعنی :

یک دقیقه بیشتر ،

بی تو ، با تو بودن  ...

 

+ خط خطی شده در شنبه سی ام آذر 1387 توسط لیلا |

 

خواب دیده ام

یکی از همین روزهای  ِ در راه  ِ نیامده ،

از راه می رسی ،

و این همه تنهایی را

که روی دست هایم جا مانده اند،

با بوسه ای می زُدایی .

و در انجماد روزهای ِ اندوهم ، آنقدر تکرار می شوی

که ذوب می شوند این همه خستگی های  ِ دلم ...

 

 

 

 

خواب دیده ام

تمامی این چشم هایی ،

که مبادای تلاقی  ِ نگاه  ِ مرا و تو را خیره مانده اند ،

به خواب می روند ،

و نمی بینند

چشم های ِ مرا ،

که  آغوش باز کرده اند زلال  ِ نگاه  ِ دریایی تو را ...

و سبز شدن  ِ دست های  ِ نحیف ِ مرا در حجم  ِ دست های  ِ مهربان ِ تو ...

 

 

 

 

خواب دیده ام

بی هیچ هراس و دلهره ای 

می ایستم و رساتر از هر بار گفتنم ،

فریاد می زنم  دوستت دارم را ،

و رها می شوم در حجم آغوش  ِ تو و به خواب می روم

و تمامی ِ آشنایان ِ این حوالی ، 

بی هیچ شماتتی ، سرمست می شوند ...

 

 

 

 

خواب دیده ام

در این روزهای  ِ پر گریه ی ِ  بی تو

آنقدر با تو می خندم

که من و تو ما می شود و می ماند ....

 

 

 

 

خواب دیده ام ....

 

.

.

.

 

 

 

تو بگو

 

بگو  ،

تمامی این ها را که به خواب دیده ام ،

نمیگــُذاری به حساب ِ کج بودن خواب های ِ ای دل ِ بی قرار  ِ بی درمان

و می مانی ....

 

 

بگو ،

من با این همه باید ها و نبایدهایی که دوره کرده اند من را و تو را

چه کنم ؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

من از بیدار ماندن ِ مدام می ترسم  ،  

بگذار بخوابم

و خواب ببینم که  من و تو ، ما ...

 

 

 

بگذار بخوابم  ...

 

 

 

 

 

 

 

پ.ن 1 : این روزها آنقدر نبوده ام که گاه ، بودن را از یاد می برم  ...

پ.ن 2 : من سردم است و چاره فقط دست های توست ، گولم نزن که شال به دردم نمی خورد ...

پ.ن 3 :تو بگو که انتهای  ِ این همه رویا که می بافم و می بافم ، شکافتن نیست ...هست؟؟؟!!!

         

 

 

 

+ خط خطی شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387 توسط لیلا |